دو گروه مهروارنیک و جهش نمایندگان گیلان در جشنواره منطقه ای
نمایش «جنهایی که سال اسب می ایند» سخت ترین و پیچیده ترین نمایشنامه من بود ادغام دو دوره تاریخی و تلفیق دو قصه و تناسخ و جادو و طلسم و ...
ملک میرزای گیلانی گوهر شب چراغ را در نظردارد به امیر هدایت الله فومنی سپارد تا او این سنگ جادویی را بر زیر زبان گذارد و درجنگ با آغا محمد خان پیروز میدان گردد که عاشق جنی میشود و زنش مه لقا خاتون که خود به دنبال گوهر است از ترس اینکه گوهر به دست جنیان رسد شوهرش را با چهل سوزن طلسم میکند و خود با علم جادو 183سال است که در همان سن و سال خود را نگاه داشته و امسال که سال اسب است مردی هم طالع ملک میرزا را به خانه می اورد و مرد نویسنده ای است که درباره امیر هدایت الله و مقاومتش در مقابل آغا محمد خان تحقیق می کند و پیش از آن درباره مصدق داستانی نوشته او به اتفاق زنش «سوگل »بعد از عروسی به این خانه می ایند و گه گاه روح ملک میرزا به جادوی مه لقا در کالبدش حلول می کند تا جای گوهر را فاش سازد و ما به جادوی مه لقا به 183سال قبل میرویم و آرام آرام مرد هم همچون ملک میرزا عاشق جنی میشود که برای نجات ملک میرزا آمده و حال مه لقا در پی شکار اوست .از سویی مرد هم که غیر از نویسندگی به صورت پاره وقت حسابدار شرکتی است در حسابها سه نقطه کسری آورده همانگونه که در 183سال قبل ملک میرزا 3کیسه اشرفی برکسی دست نوشته داده بوده و به همین منظور و ترس از بی آبرویی قصد داشته گوهر بر زیر زبان گذارد و به سرزمین جنیان رود که در میابد جن عاشق بر او نیست و در سرزمین جنیان کسی در انتظار اوست و حالا جن آمده تا ملک میرزا را از طلسم نجات دهد و خود به نزد داماد رود که به دست مه لقا دستگیر میشود و فاش می کند که جای گوهر را تنها زن «سوگل» میداند و...
امیدوارم گروه جهش در جشنواره منطقه ای بتواند نماینده خوبی برای تئاتر استان باشد و بتواند اجرایی لذت ناک داشته باشد و بدینوسیله از صبوری و تلاش کلیه بچه های گروه قدردانی می کنم


در اين وبلاگ فعاليتهاي تئاتري مجيد كاظم زاده مژدهي و گروه تئاتر جهش رشت منعكس خواهد شد